نظری

آشنائی مختصر با مفاهیم قشر اجتماعی، لایه بندی اجتماعی،جامعه صنعتی

دایرة المعارف روشنگری

ش. میم بهرنگ

واکنش به نوشته آقای محمد رضا معینی تحت عنوان «طبقه بمثابه فرآیند»

قشر اجتماعی به چه معنی است؟

  • قشر اجتماعی[1] عبارت است از گروهی از انسان ها که به سبب مالکیت نا همگون بر وسایل تولید، با طبقه تفاوت دارد، اگرچه نحوه و نوع کار و تأمین معیشت وابستگان بدان گروه یکسان است.
  • چون اقشار اجتماعی تعلقات طبقاتی گوناگونی دارند، نمی توانند در تاریخ نقش مستقلی بازی کنند.
  • اقشار اجتماعی ـ تنها ـ در وحدت با یکی از طبقات اصلی می توانند بمثابه نیروی اجتماعی، مؤثر واقع شوند.
  • مهمترین قشر اجتماعی در کاپیتالیسم و سوسیالیسم قشر روشنفکر است.
  • در جامعه شناسی بورژوائی به مفهوم «قشر»  ذهنیت بخشیده می شود[2] و علیه مفهوم مارکسیستی ـ لنینیستی طبقه بکار گرفته می شود.
  • جامعه شناسی بورژوائی ساختار جامعه را بر مبنای محتوای طبقاتی عینی اش تعیین نمی کند و جامعه را بر مبنای «وضعیت»[3] باصطلاح خودویژه اعضای آن به اقشار دلبخواهی تقسیم می کند.
  • مفهوم «وضعیت» شامل سطح زندگی، اقبال و ریسک ها، امکان خوشبختی، امتیازات، رده، اعتبار[4] و غیره می شود.
  • مفهوم قشر مورد نظر جامعه شناسی بورژوائی برای تجزیه و تحلیل مسائل مربوط به ساختار اجتماعی یک نظام اجتماعی فاقد ارزش است.
  • مراجعه کنید به
  • لایه بندی اجتماعی[5]
  • طبقه.
لایه بندی اجتماعی
ادوارد آلس ورث راس (1866 ـ 1951)
جامعه شناس آمریکائی
  • لایه بندی اجتماعی[6] عبارت از مفهومی است که جامعه شناس امریکائی بنام رس[7] از زمین شناسی به عاریه گرفته و وارد جامعه شناسی بورژوائی کرده است تا علیه آموزش طبقات و مبارزه طبقاتی مارکسیستی ـ لنینیستی مورد استفاده قرار دهد.
  • بدین طریق، جامعه بر مبنای شاخص های من در آوردی و سطحی از قبیل شغل، درجه تحصیل، تربیت، سطح زندگی، قدرت و نفوذ، نحوه لباس پوشیدن، مذهب، نژاد، نظر و سازمان سیاسی ـ بطوردلبخواهی ـ به تعداد نامعینی از لایه ها و یا گروه های اجتماعی تقسیم بندی می شود.
  • آن سان که طبقات و مبارزه طبقاتی موجود در جامعه سرمایه داری مورد انکار قرارمی گیرند.
  • مفهوم لایه بندی در ایدئولوژی سوسیال ـ دمکراسی راستگرا برای انکار رسالت تاریخی طبقه کارگر و برای جلوگیری از وحدت عملی این طبقه مورد استفاده قرار داده می شود.
  • این مفهوم با نظریه مربوط به تحرک اجتماعی[8] و جامعه صنعتی[9] پیوند تنگاتنگ دارد.
جامعه صنعتی به چه معنی است؟

رالف دارندورف (1929 ـ 2009)
جامعه شناس، نویسنده و سیاستمدار آلمانی ـ انگلیسی
  • جامعه صنعتی[10] مفهوم مرکزی فلسفه و جامعه شناسی بورژوائی معاصر است که به جای مفاهیم جامعه سرمایه داری و جامعه سوسیالیستی (که برمبنای تعاریف اجتماعی ـ طبقاتی از سوی مارکسیسم ـ لنینیسم فرمولبندی شده اند) بکار می رود.
  • مشخصه جامعه صنعتی عبارت است از «تولید مکانیکی کالاها در کارخانه ها و فابریک ها» (دارندورف)[11]
  • جامعه صنعتی مفهومی از جامعه است که از محتوای اجتماعی خویش تهی شده است.
  • جامعه صنعتی مفهومی توخالی است.
  • این مفهوم کلیه تفاوت های اجتماعی ماهوی میان سرمایه داری و سوسیالیسم را مورد صرفنظر قرار می دهد و مسئله ساختاری ـ اجتماعی تعیین کننده فرماسیون های اجتماعی موجود در عصر حاضر را بمثابه مسئله تکنیکی ـ سازمانی صرف جا می زند و مدعی می شود که «تکامل باصطلاح تکنیکی»[12] تفاوت های اجتماعی میان سرمایه داری و سوسیالیسم را از بین خواهد برد و به همگرائی[13] دو سیستم منجر خواهد شد.
  • بدین طریق بر تفاوت طبقاتی اساسی و تعیین کننده میان سرمایه داری و سوسیالیسم سرپوش نهاده می شود و کلیه مسائل مربوط به توسعه دو سیستم سرمایه داری و سوسیالیستی نه ناشی از فرم های متفاوت مالکیت بر وسایل تولید، بلکه ناشی از تکنیک و کاربست آن قلمداد می شود.
  • تحت لوای مفهوم جامعه صنعتی ادعا می شود که گویا دول سرمایه داری انحصاری، که در مقایسه با اتحاد شوروی پایگاه صنعتی قوی تر و وسیعتری دارند، پیشرفته ترند و کشورهای سوسیالیستی کشورهای عقب مانده ای بیش نیستند.
  • و لذا مبارزه بخاطر سوسیالیسم در کشورهای سرمایه داری غرب راه ضرور برای رسیدن به جامعه صنعتی توسعه یافته نیست و بیهوده است.
  • مفهوم جامعه صنعتی ـ بلحاظ علمی ـ بی ارزش است و فاقد فونکسیون معرفتی است و تنها فونکسیونی که دارد، فونکسیون ایدئولوژیکی ـ جانبدارانه است.
  • مراجعه کنید به
  • · تکنیک (فن)
  • · جامعه
  • فرماسیون اجتماعی ـ اقتصادی.

پایان


[1] soziale Schicht

[2] subjektiviert

[3] Status

[4] Ansehen

[5] soziale Stratifikation

[6] soziale Stratifikation [lat]

[7] E. A. Ross

[8] soziale Mobilität

[9] Industriegesellschaft

[10] Industriegesellschaft

[11] DAHRENDORF

[12] technische Evolution

[13] Konvergenz