سياسی

آشنائی با مفهوم «فرم های حرکت ماده»

دایرة المعارف روشنگری

ش. میم بهرنگ

  • فرم های حرکت ماده[1] بیانگر انواع اصلی حرکت و تأثیر متقابل سیستم ها، اوبژکت ها و وروند های مادی است.
  • حرکت نمی تواند بطور «درخود»، فی نفسه و مجزا از ماده وجود داشته باشد.
  • حرکت می تواند تنها بصورت حرکات مشخص و بی نهایت متنوع در سیستم ها و روندهای مادی وجود داشته باشد.
  • انگلس در مطابقت با توسعه علوم در قرن نوزدهم، پنج نوع اصلی حرکت را نام می برد:
  • حرکت مکانیکی (تغییر جا)
  • حرکت فیزیکی (حرکت مولکول ها)
  • حرکت شیمیائی (حرکت اتم ها)
  • حرکت بیولوژیکی (حیات)
  • حرکت اجتماعی (توسعه اجتماعی)[2]
  • در جریان توسعه علوم ـ بویژه در اواسط قرن بیستم ـ شناخت ما در باره فرم های حرکت ماده وسعت و دامنه خارق العاده ای کسب کرده است، که روندهای هسته ای و تبدل ذرات هسته ای از آن جمله اند.[3]
  • این امر حاکی از آن است که حرکت ـ همانند ماده ـ بی پایان است.
  • مسئله طبقه بندی حرکت ـ امروزه ـ بمراتب بیشتر از زمان انگلس با مشکلات زیادی مواجه شده است.
  • اگر بخواهیم طبقه بندی انگلس را حفظ کنیم، باید بدانیم که منظور او فرم های اصلی حرکت ماده این بوده، که هر کدام از آنها خود از فرم های کیفیتا مختلف بیشماری از حرکت تشکیل یافته است :
فرم های حرکت مکانیکی ماده
  • حرکت خطی و غیر خطی
  • حرکت دورانی و یا نوسانی (ارتعاشی)
  • حرکت ثابت و یا شتابمند (سرعتمند)
  • و غیره
فرم های حرکت فیزیکی ماده
  • حرکت گرمای مولکولی
  • حرکت ارتعاش الکتریکی ـ مغناطیسی
  • روندهای اتمی و هسته ای
  • حرکت و تبدل متقابل ذرات هسته ای
  • قوه جاذبه اجرام[4]
  • و غیره
فرم های حرکت اجتماعی ماده
  • توسعه نیروهای مولده
  • مبارزه طبقاتی
  • پیشرفت فرهنگی و علمی
  • تفکر
  • شعور
  • و غیره
  • این امر حاکی از آن است که برای تعیین چند و چون فرم مشخصی از حرکت ماده نمی توان تنها یک مشخصه آن را در نظر گرفت.
  • بنابرین در تطابق با سطح توسعه علوم باید برای تعیین چند و چون فرم مشخصی از حرکت ماده، جمعی از مشخصات را مورد توجه قرار داد که در پیوند با یکدیگر قرار دارند.
  • از آن جمله اند:

1
نوع اوبژکت های مادی[5]

  • هر فرمی از حرکت بوسیله ساختارهای مادی خاص خویش مشخص می شود و حامل مادی خاص خود را دارد.
  • این نوع از اوبژکت های مادی می توانند به دو دسته تقسیم شوند :
دسته اول
  • سیستم های مادی ئی که به سطح ساختاری یکسان ماده تعلق دارند.
  • از عناصر همانند تشکیل یافته اند و شیوه رفتار همانندی از خود نشان می دهند (مثلا ذرات هسته ای، اتم ها و مولکول ها.)
دسته دوم
  • سیستم های مادی ئی که از عناصری طبیعتا متفاوت تشکیل می یابند، اما دارای ساختارهای همسان ولذا دارای رفتار عملکردی همانند هستند (مثلا انواع مختلف سیستم های هدایتی و تنظیمی.)[6]
2
نوع تأثیر متقابل میان اوبژکت ها[7]
  • این امر به نوع اوبژکت ها و یا سیستم ها مربوط می شود (مثلا انواع مختلف تأثیر متقابل میان ذرات هسته ای، تأثیر متقابل الکتریکی ـ مغناطیسی، تأثیر متقابل قوه جاذبه، تأثیر متقابل ارگانیسم و محیط زیست، تأثیر متقابل میان افراد منفرد انسانی و یا طبقات اجتماعی، تأثیر متقابل فرد و جامعه و…)

3
نوع قانونمندی ها ناشی از آندو[8]

  • بر طبق نوع اوبژکت ها  و تأثیر متقابل شان نوعی از  قانونمندی ها تشکیل می گردد که خاص فرم حرکت معینی است و آن را نمی توان به فرم های حرکت دیگر تقلیل داد.
4
اصل توسعه تاریخی
  • برای طبقه بندی ژنتیکی فرم های حرکت منفرد ماده باید به اصل توسعه تاریخی هرکدام از آنها از دیگری توجه کرد.
  • دلیل عالی تر بودن یک فرم حرکت ـ تنها ـ در بغرنجتر بودن سیستم های مادی متعلق به آن نیست، بلکه علاوه بر آن، در این است که آن در برگیرنده فرم های دیگر حرکت است و بر آنها استوار شده است.
  • از این رو ست که حرکت ارگانیکی عالی تر از حرکت شیمیائی و فیزیکی است، زیرا سیستم های ارگانیکی در مقایسه با سیستم های شیمیائی و فیزیکی بغرنجتر اند و وجود و تغییر و توسعه سیستم های ارگانیکی بر پایه روندهای شیمیائی و فیزیکی و غیره صورت می گیرد.
  • حرکت اجتماعی ـ اما ـ عالی تر از حرکت ارگانیکی است، زیرا افراد بشری ـ به عنوان موجودات زنده ـ تنها بخشی از سیستم های اجتماعی اند.
  • بنابرین فرم های منفرد حرکت ماده، نه به صورت مجزا از یکدیگر، بلکه در پیوند تنگاتنگ با هم قرار دارند و شامل و مشمول یکدیگر می شوند.
  • فرم های مختلف حرکت می توانند به یکدیگر تبدیل شوند (مثلا حرکت مکانیکی به حرکت گرمائی و غیره) و این امر بلحاظ جهان بینی از اهمیت خاصی برخوردار است.
  • زیرا این امر اولا دلیل بر فنا ناپذیری کمی و کیفی حرکت است.
  • ثانیا دلیل بر وحدت فرم های مختلف حرکت است و لذا دلیل بر این است که هر کدام از فرم های حرکت تنها فرمی از حرکت ماده متحرک است و همه آنها تابع قوانین عام ماده متحرک اند، که از سوی ماتریالیسم دیالک تیکی فرمولبندی شده اند.
  • فرم های مختلف حرکت اما علیرغم وحدت مادی شان (که در بالا مورد اشاره قرار گرفت)، هرکدام از خودویژگی کیفی خاصی برخوردار اند، با یکدیگر فرق دارند و تقلیل آنها به یکدیگر نه درست و نه ممکن است.
  • و لذا اگر چه فرم های عالی تر حرکت شامل فرم های نازلتر می شوند و بر پایه آنها تشکیل می گردند و عمل می کنند، اما با این حال نمی توان آنها را در فرم های نازلتر خلاصه کرد.
  • زیرا آنها ببرکت سیستم های مادی کیفیتا نوین خود و تأثیر متقابل میان اجزاء خود ـ اصولا ـ تابع قوانین خودویژه اند.
  • فرم های نازلتر حرکت اگرچه مشمول فرم های عالی تر اند، ولی تعیین کننده ماهیت روندهای جاری در آنها نیستند.
  • فرم های نازلتر حرکت، اگرچه وجودشان لازم است، ولی شروط عملکرد خاص قوانین فرم های عالی تر حرکت نیستند و ماهیت این قوانین را تعیین نمی کنند.
  • روندهای شیمیائی، فیزیکی و زیستی در ارگانیسم انسانی نیز جاری اند و تابع قوانین مربوطه خویش اند، ولی آنها ماهیت انسان ها را بمثابه ارکستر مناسبات اجتماعی، تعیین نمی کنند.
  • ساده ترین و نازل ترین فرم حرکت، یعنی حرکت مکانیکی مشمول کلیه فرم های عالی حرکت می شود، ولی به هیچ وجه ماهیت آنها را تعیین نمی کند.
  • «فرم هر حرکت، هرچه عالی تر باشد، سهم تغییر محل مکانیکی در حرکت اوبژکت های آن، بهمان اندازه کمتر است.»[9]
  • «حرکت درعرصه های غیرمکانیکی واقعیت عینی ـ قبل از همه ـ به معنی تغییر کیفی است.»[10]
  • فلسفه مارکسیستی به وحدت و پیوند فرم های منفرد حرکت ماده، تبدیل آنها به یکدیگر و توسعه طبیعی آنها از یکدیگر تأکید می ورزد، هرگونه جهان بینی پلورالیستی را که معتقد به عدم وجود پیوند میان فرم های مختلف حرکت است، مطرود می داند و ویتالیسم را که فرم های عالی تر حرکت ـ مثلا حیات ـ را ناشی از فرم های نازلتر می داند که در نتیجه وارد عمل شدن یک «مثبت غیرمادی» تحق می یابند، رد می کند.
  • (ویتالسم[11] شیوه توضیح ایدئالیستی پدیده ها و قانونمندی های خاص ماده زنده است، که بنا بر آن، فاکتورهای غیرمادی ماورای تجربی[12] وجود دارند که مواد فیزیکی ـ شیمیائی بیجان و بی حرکت را به فونکسیون های ویژه ارگانیسم ها قادر می سازند. مترجم)
  • فلسفه مارکسیستی با تأکید بر خودویژگی کیفی فرم های منفرد حرکت، از سوی دیگر، به رد مکانیسیسم[13] می پردازد، که فرم های عالی تر حرکت را به فرم های نازلتر و سرانجام به فرم مکانیکی آن تقلیل می دهد.
  • (مکانیسیسم عبارت از جریانی است در فلسفه طبیعت که طبیعت و حوادث طبیعی، حیات و رفتار را بطرز مکانیکی صرف و یا بطور علی توضیح می دهد. مترجم)
  • آموزش فرم های حرکت ماده دارای اهمیت تئوریکی ـ علمی و متدئولوژیکی بزرگی است.
  • (مراجعه کنید به طبقه بندی علوم. مترجم)[14]
  • با تأکید بر این نکته که علوم منفرد، هر کدام فرم مشخصی از حرکت ماده را موضوع کار خود قرار می دهند، میان این علوم پیوند تنگاتنگی وجود دارد و می توانند شامل و مشمول یکدیگر شوند، امکان آن پدید می آید که متدهای یک علم در علوم دیگر نیز مورد استفاده قرار گیرند.
  • علوم باصطلاح  مرزی[15] مانند بیوفیزیک و بیوشیمی به این طریق اهمیت خاصی کسب می کنند.
  • مراجعه کنید به
  • · حرکت
  • · توسعه
  • · تغییر

پایان


[1] Bewegungsformen der Materie

[2] (20, 354f)

[3] nukleare Prozesse, Elementarteilchenumwandlungen

[4] Gravitation

[5] Der Typ der materiellen Objekte

[6] Steuer- und Regelsysteme

[7] Der Typ der Wechselwirkung zwischen den Objekten

[8] Typ von Gesetzmäßigkeiten

[9] (MARX/ENGELS 20, 355).

[10] (Marx/ ENGELS 20, 517).

[11] Vitalismus

[12] transzendente

[13] Mechanizismus

[14] Klassifikation der Wissenschaften

[15] Grenzwissenschaften