پرش به محتوا

سیر و سرگذشت مفهوم فلسفی «تقسیم کار» بخش دوم

دایرة المعارف روشنگری ترجمه : ش. میم بهرنگ بخش دوم

به استقبال کلنجار فکری ح. مهدی پور با امید بهرنگ  و گورو در سایت مجله هفته

  • تقسیم اجتماعی کار در فرماسیون های اجتماعی ماقبل سوسیالیستی بطور طبیعی (خود رو) پدید می آید و در حرکت خویش و عواقب ناشی از آن، از کنترل انسان ها خارج می شود.
  • و رفته رفته، به شالوده خودپوئی توسعه اجتماعی و به سرچشمه مسخ جسمی و روحی شخصیت انسانی بدل می شود.
  • توسعه تقسیم اجتماعی کار در جامعه سرمایه داری ـ بویژه ـ بطور تضادمندی صورت می گیرد.
  • و با تابع گشتن کامل توسعه فرم های مختلف تقسیم اجتماعی کار به منافع سرمایه، بویژه سرمایه انحصاری، به تضاد لاینحلی میان سازماندهی مبتنی بر برنامه تقسیم کار در کارخانه ها، کنسرن ها و انحصارات و تقسیم کار مبتنی بر قوانین سود و رقابت در مقیاس کل جامعه بدل می شود.
  • تولید، اگرچه همواره بطرز فراگیری خصلت اجتماعی به خود می گیرد و ببرکت پیشرفت علمی و فنی و ـ قبل از همه ـ ببرکت اوتوماتیزاسیون روندهای تولیدی، امکان غلبه تدریجی بر آنتاگونیسم های (تضادهای آشتی ناپذیر) موجود در خصلت کار پدید می آید، با این حال، اسارت انسان ها تحت فشار تقسیم کار در مرحله امپریالیسم به نقطه اوج خود می رسد.
  • تعمیق و گسترش تقسیم کار که با انقلاب فنی در پیوند ناگسستنی قرار دارد ـ به سبب محرومیت توده های مولد و زحمتکش از شرکت در برنامه ریزی و اداره اقتصاد و دولت و به دلیل محدودیت و کمبود امکانات آموزشی و ترقی آنها ـ به تقویت هرچه بیشتر تخصص تک بعدی و تنگ نظرانه مولدین ـ بلحاظ جسمی و روحی ـ منجر می شود.
  • نتایج علوم که بمثابه مشخصه سرمایه جلوه می کنند، برای تشدید استثمار و ستم بر توده های مولد و زحمتکش و برای تنزل رتبه زحمتکشان فکری به خدمت گرفته می شوند.
  • عواقب اجتماعی بسیار ناگوار ناشی از آن به شرح زیرند :
1.
  • تابع ساختن خلق به اراده و هوا و هوس سرمایه .
2.
  • زوال و سقوط فرهنگی در کاپیتالیسم.
3.
  • جایگزینی فعالیت فرهنگی با مراکز سرگرمی، وقتگذرانی و لهو و لعب.

*****

  • با تک بعدی شدن انسان ها، کار در جامعه سرمایه داری ـ هر چه بیشتر ـ به اجبار صرف از خارج بدل می شود و حوایج گروه های بزرگ انسانی به سطح نازل و ابتدائی و مبتذل و تنگ نظرانه تنزل می یابد.

*****

  • در سوسیالیسم ـ تحت شرایط انقلاب علمی و فنی ـ گرایشات کیفیتا نوینی در توسعه بعدی تقسیم اجتماعی کار پدید می آیند، که به شرح زیر خلاصه می شوند :
گرایش اول
  • سوسیالیسم با پایان بخشیدن به استثمار انسان بوسیله انسان، از تبدیل روابط تقسیم کاری به روابط آنتاگونیستی، به تضادهای طبقاتی و یا به مناسبات مبتنی بر تضادهای طبقاتی ممانعت به عمل می آورد.
  • سوسیالیسم ـ بدین طریق ـ تضاد کار جسمی با کار فکری را از بین می برد :
  • یعنی تضاد میان گروه های انسانی را ـ که عمدتا به کار فکری مشغولند ـ با گروه های انسانی دیگر که عمدتا به انجام کار جسمی اشتغال دارند و همچنین، تضاد میان شهر و ده را از بین می برد.
  • بدین طریق، بر این خصلت آنتاگونیستی تقسیم کار غلبه می شود.
گرایش دوم
  • بر مبنای مناسبات تولیدی سوسیالیستی، بر مبنای وحدت طبقه کارگر با روشنفکریت و ببرکت توسعه نیروهای مولده مدرن، کار جسمی و کار فکری به یکدیگر نزدیکتر می شوند.
  • در حالیکه اوتوماتیزاسیون تولید سبب رهائی مولدین از روند تولید مستقیم می شود و رشد دم افزون عناصر معنوی در روند تولید رشد همگام کردوکارهای جسمی و فکری را در نقاط تولیدی معین مشروط می سازد، توسعه دموکراسی سوسیالیستی با جلب هر چه فزونتر توده های مولد و زحمتکش و روشنفکریت به شرکت در برنامه ریزی و هدایت روندهای اجتماعی به نزدیکی و پیوند مستقیم کار جسمی با کار فکری کمک می کند.
خطوط اصلی نزدیکتر شدن کار جسمی به کار فکری
1.
  • همکاری دسته جمعی زحمتکشان دارای درجات مختلف آموزشی ببرکت توسعه کار دسته جمعی[1] سوسیالیستی
2.
  • رواج سیستم آموزشی ـ پرورشی سوسیالیستی منطبق با سطح توسعه مدرن.
گرایش سوم
  • در سوسیالیسم، تفاوت های عمده و چشمگیر میان شهر و ده ـ به تدریج ـ از بین می روند.
  • این امر ـ عمدتا ـ از طریق توسعه متدهای تولیدی و روش های سازماندهی منطبق با صنعت در کشاورزی همراه با سطح علمی ـ فنی رشد یابنده تولید تعاونی و از طریق رشد هماهنگ تدریجی تولید صنعتی سوسیالیستی و تولید کشاورزی و تبدیل آن به یک سیستم اقتصادی تغذیه و مصرف جامه عمل می پوشد.
  • توسعه سطح فرهنگی ـ فنی با گسترش فراگیر آموزش و پرورش و فرهنگ در روستاها در پیوند با این امر است.
گرایش چهارم
  • غلبه گام به گام بر «قرار گرفتن نوکرواره افراد، تحت فرمان تقسیم کار»[2] و باز کردن راه توسعه چند بعدی افراد.
  • روندهای تعیین کننده که در پیوند با گرایش چهارم انجام می گیرند، به شرح زیرند :
روند اول
  • توسعه کار، بمثابه بکار انداختن چند بعدی جسمی و روحی استعدادهای انسان ها و ضمنا ـ قبل از همه ـ پیوند کار با شرکت افراد در برنامه ریزی و هدایت تولید و جامعه.
روند دوم
  • توسعه یک سیستم آموزشی ـ پرورشی سوسیالیستی که چند بعدیت را امکان پذیر می سازد و شکوفائی استعدادهای فردی را هدف و آماج خود قرار می دهد و
  • استفاده از کادرها، متناسب با استعدادها و کارآئی های شان.
روند سوم
  • تحول آگاهانه و برنامه ریزی شده آموزش عالی و بکار انداختن نیروها بنا بر الزامات تماماجتماعی.
گرایش پنجم
  • تقسیم کار در سوسیالیسم ـ هر چه بیشتر ـ خصلت علمی به خود می گیرد.
  • این امر خود را در موارد زیر نمایان می سازد :
مورد اول
  • در تسلط بر تقسیم کار تکنولوژیکی متناسب با فازهای روند بازتولید.
مورد دوم
  • در تسلط بر تقسیم کار اقتصادی ـ ملی ـ ساختاری، درونکارخانه ای و منطقه ای با در پیش گرفتن سیاست ساختاری اقتصادی ـ ملی مبتنی بر پیش بینی و برنامه ریزی.
مورد سوم
  • با تحقق قاطعانه اصل مرکزیت دموکراتیک که برنامه ریزی مرکزی خطوط توسعه اساسی و اقدامات ساختاری اساسی را با رهبری خود مسئولانه مولدین کالاها و مناطق و با ابتکار عمل خلاق توده های مولد و زحمتکش پیوند می دهد.
مورد چهارم
  • با برنامه ریزی درازمدت امور آموزشی ـ پرورشی.
گرایش ششم
  • مشخصه توسعه بعدی تقسیم کار در سوسیالیسم عبارت است از تعمیق تقسیم کار بین المللی سوسیالیستی بر مبنای قراردادهای دو جانبه و یا چند جانبه و تحقق آنها.
  • سیاست همکاری مبتنی بر پیش بینی و دور اندیشی که به توسعه مؤثرترین تقسیم کار کشورهای سوسیالیستی ـ که ضمنا، توسعه همزمان کشورهای منفرد را هدف و آماج خود قرار می دهد ـ یک ضرورت تاریخی است که از الزامات انقلاب علمی و فنی و از رهدایت برنامه ریزی شده روندهای تولیدی مدرن نشئت می گیرد.
  • چنین سیاست اقتصادی بین المللی پیش شرط لازم برای تکثیر آماج مندانه نیروهای سوسیالیسم جهانی است.
  • در توسعه مناسبات اقتصادی با کشورهای امپریالیستی باید تضمین تقویت اقتصادی سیستم سوسیالیستی را در مد نظر داشت.
  • مراجعه کنید به
  • کار.
  • خصلت کار.

پایان


[1] Gemeinschaftsarbeit

[2] MARX

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: