سياسی

سیر و سرگذشت مفهوم فلسفی «تقسیم کار» – بخش اول

دایرة المعارف روشنگری ترجمه : ش. میم بهرنگ

بخش اول به استقبال کلنجار فکری ح. مهدی پور با امید بهرنگ  و گورو در سایت مجله هفته

  • تقسیم کار[1] عبارت است از تقسیم بندی مبتنی بر تمایز (طبقه بندی) کل روند کار به زیر روندهای[2] کیفیتا مختلف و محول کردن آنها به گروه های مختلفی از کارکنان.
  • تقسیم کار عبارت است از توسعه  روند کاری که بلحاظ تکنولوژیکی، منطقه ای و اجتماعی ساختاربندی شده است.
  • تقسیم کار و توسعه تاریخی آن، روند عینی قانونمندی را نمودار می سازد، که با توسعه نیروهای مولده مادی پیوند ناگسستنی دارد.
  • تقسیم کار، خود نتیجه توسعه نیروهای مولده مادی جامعه است و به نوبه خود موجب پیشرفت آنها می گردد.
  • تاریخ، انواع متنوعی از تقسیم کار به خود دیده است، که فقط توسعه نیروهای مولده پیش شرط پیدایش آنها نبوده، بلکه علاوه بر آن، ثمره مناسبات تولیدی و طبقاتی معینی بوده اند.
  • نوع دوم تقسیم کار در جامعه طبقاتی آنتاگونیستی سبب شد، که مناسبات کاری خصلت تضادهای اجتماعی به خود گیرند و با تضادهای اجتماعی پیوند پیدا کنند.
  • مثال برای این نوع تقسیم کار عبارت است از تضاد میان کار جسمی و کار فکری، بویژه تضاد میان فونکسیون های اجرای بلاواسطه و فونکسیون های رهبری روند کار.
  • مفهوم تقسیم کار در نتیجه توسعه تاریخی در مورد مناسبات بسیار متفاوت مورد استفاده قرار می گیرد.
  • از این رو، تعیین مشخص و دقیق معنی مربوطه، که مفهوم تقسیم کار در موردش بکار می رود، بسیار مهم است.
  • اصولا باید میان تقسیم طبیعی کار و تقسیم اجتماعی کار[3] تفاوت قائل شد :
تقسیم طبیعی کار
  • تقسیم طبیعی کار عبارت است از تقسیم اوتوماتیک و خود به خودی کار، بر مبنای سن و سال و جنسیت، که در مراحل آغازین توسعه جامعه بشری ـ بویژه در جامعه اولیه ـ نقش خاصی در توسعه نیروهای مولده بازی کرده است.
  • فرم های تقسیم کار به این معنا، هنوز هم وجود دارند، ولی معنای آغازین خود را ـ عمدتا ـ  از دست داده اند.
  • اکنون آنها بر مبنای تقسیم اجتماعی کار توسعه می یابند و با آن در می آمیزند.
تقسیم اجتماعی کار
  • تقسیم اجتماعی کار در فرم های مختلف و در سطوح مختلف مطرح می شود.
  • از نقطه نظر مارکس باید در تولید مدرن، میان انواع زیرین تقسیم اجتماعی کار تفاوت قائل شد :
1
تقسیم کار بطور عام
  • تقسیم کار بطور عام عبارت است از تقسیم اجتماعی کار ضرور به رشته های معین اقتصاد ملی :
  • رشته های صنعتی، کشاورزی، حمل و نقل، تجارت و غیره.
2
تقسیم کار بطور خاص
  • تقسیم کار بطور خاص عبارت است از روند تمایز در رشته های اقتصادی :
  • برای مثال، کار در معادن، متالورژی، ماشین سازی، نساجی و غیره در رشته های اقتصادی ـ ملی صنعتی.
3
تقسیم کار بطور منفرد
  • تقسیم کار بطور منفرد عبارت است از تقسیم کار درونکارخانه ای میان نیروهای کار واحد تولیدی معین در تولید، حمل و نقل، بسته بندی و غیره فراورده ها.

*****

  • فرم های دیگر تقسیم کار که تا حدودی با فرم های فوق الذکر تفاوت دارند، به شرح زیر اند :
  • · تقسیم کار حرفه ای.
  • · تقسیم کار منطقه ای.
  • تقسیم کار بین المللی.
  • تقسیم اجتماعی کار ضرور میان گروه های بزرگی از مردم، که به کار عمدتا جسمی و یا عمدتا فکری (روحی)  و یا به کار صنعتی و یا کشاورزی اشتغال دارند.
  • این پدیده به سطح توسعه نیروهای مولده وابسته بوده است و با فرم های فوق الذکر پیوند دارد.
اولین
تقسیم اجتماعی کار
  • اولین تقسیم اجتماعی کار ـ بلحاظ تاریخی ـ در جامعه اولیه، میان طوایف دامدار و کشاورز صورت می گیرد.
  • این تقسیم کار از سوئی موجب ترقی راندمان کار و افزایش تدریجی اضافه محصول می شود و از سوی دیگر امکان پیدایش اولین فرم های مبادله و رواج آن را به دنبال می آورد.
  • تجزیه و تلاشی مالکیت اشتراکی نیز یکی دیگر از نتایج آن بوده است، که پیش شرط های مادی تعیین کننده برای پیدایش مالکیت خصوصی، برای تجزیه جامعه به طبقات اجتماعی و برای تشکیل دولت را فراهم می سازد.
دومین
تقسیم اجتماعی کار
  • دومین تقسیم اجتماعی کار با گذار از جامعه اشتراکی اولیه به جامعه برده داری صورت می گیرد که در روند آن صنعت دستی ـ بمثابه رشته تولیدی خاص ـ از کشاورزی جدا می شود.
  • در نتیجه این تقسیم اجتماعی کار است که شهر از ده جدا می شود و تولید برای بازار، یعنی تولید کالائی قوام می یابد.
سومین
تقسیم اجتماعی کار
  • توسعه مداوم رابطه کالا ـ پول ـ به نوبه خود ـ سومین تقسیم اجتماعی بزرگ کار را به دنبال می آورد :
  • بدین طریق دلالی مبادله کالاها تخصصی می شود و تجارت قوام می یابد.

*****

  • در پیوند با تشکیل این فرم های تقسیم اجتماعی کار ـ همزمان ـ   کار عمدتا جسمی از کار عمدتا فکری[4] جدا می شود و تضادهای مخصوص کلیه جوامع طبقاتی آنتاگونیستی، یعنی تضاد میان شهر و ده و تضاد میان کار جسمی و کار فکری تشکیل می گردد.
  • تضاد میان شهر و ده کلیه عرصه های حیات اجتماعی را در بر می گیرد و خود را ـ بویژه ـ  در مناسبات استثماری و در مناسبات حاکمیت نمودار می سازد :
  • یا طبقه استثمارگر شهرنشین بر دهات حاکم می شود (برده داری و سرمایه داری) و
  • یا طبقه استثمارگر روستا نشین بر شهر حاکم می گردد (فئودالیسم)
تضاد شهر و ده
  • تضاد شهر و ده در کاپیتالیسم ـ بویژه در امپریالیسم ـ به طرق زیر به نقطه اوج خود می رسد :
  • از طریق چپاول بی ملاحظه منابع طبیعی مربوط به کشاورزی.
  • از طریق توسعه نارسا و ناهمگون نیروهای مولده در دهات.
  • از طریق غارت سیستماتیک دهقانان زحمتکش (این امر در مرحله امپریالیسم از سوی بخش هائی از بورژوازی روستائی تشدید می شود.)
  • از طریق تبدیل دهات به منابع ارتش ذخیره صنعتی.
  • از طریق بتون بندی عقب ماندگی در دهات.
تضاد میان کار جسمی و کار فکری
  • علت تشکیل تضاد میان کار جسمی و کار فکری عبارت از این است که در فرماسیون های ما قبل سوسیالیستی، نیروهای مولده جامعه هنوز چندان توسعه نیافته اند، که امکان توسعه همه جانبه استعدادهای روحی و جسمی برای همه اعضای جامعه فراهم آید.
  • نتیجه این امر عبارت است از در آمدن کار فکری به انحصار طبقه حاکم.
  • تضاد میان کار جسمی و کار فکری سبب می شود که توده های مولد و زحمتکش ـ اگر چه نیروی مولد تعیین کننده جامعه اند و تأثیر مهمی بر توسعه حیات معنوی جامعه دارند ـ نه تنها بلحاظ جسمی، بلکه همچنین بلحاظ معنوی، تحت ستم طبقه حاکمه باشند و طبقه حاکمه بتواند استعدادها و توان های معنوی توده های مولد و زحمتکش را در اختیار خود گیرد.
  • تولید اجتماعی ـ اما ـ در کاپیتالیسم به درجه ای از توسعه می رسد که «تصاحب وسایل تولید و فراورده های تولیدی و در نتیجه آن، قبضه کردن حاکمیت سیاسی، انحصار آموزش و پرورش و هدایت معنوی جامعه بوسیله طبقه اجتماعی خاصی، نه تنها زاید می شود، بلکه ـ بلحاظ اقتصادی، سیاسی و معنوی ـ به سدی در راه توسعه جامعه بدل می شود.»[5]

ادامه دارد


[1] Arbeitsteilung

[2] Teilprozesse

[3] natürlicher und gesellschaftlicher Arbeitsteilung

[4] vorwiegend körperliche und vorwiegend geistige Arbeit

[5] MARX/ENGELS 20, 263