سياسی

سرمایه داری انحصاری

Neoliberalطبق پیش بینی اقتصاددانان، راهی برای تعدیل اقتصاد جهانی وجود ندارد. اگرچه «صنعتی شدن» به کشورهای توسعه نیافته نیز رسیده است، اما طبق معمول در امتداد خطوط مشخص شده بوسیله شرکت های فراملی در کشورهای پیشرفته سرمایه داری حرکت می کند. جهان از عصر استعمار به عصر سلطه شرکت های چند ملیتی منتقل شده است.

نوشته: ویل روژه
چهارده دسامبر 2009

ترجمه: سروش دشتستانی

ما در عصر غولها زندگی می کنیم. وقتی در زمین پنهانی حرکت می کنند، پشت سرشان خرابی های بزرگی به جا می گذارند. در مورد ترمی توضیح می دهم که در گذشته وجود نداشته است اما امروزه شاهد عصر سرمایه داری انحصاری هستیم. طبق پیش بینی اقتصاددانان، راهی برای تعدیل اقتصاد جهانی وجود ندارد. اگرچه «صنعتی شدن» به کشورهای توسعه نیافته نیز رسیده است، اما طبق معمول در امتداد خطوط مشخص شده بوسیله شرکت های فراملی در کشورهای پیشرفته سرمایه داری حرکت می کند. جهان از عصر استعمار به عصر سلطه شرکت های چند ملیتی منتقل شده است. بزرگترین خرده فروش جهان، وال مارت، در سال گذشته 405 میلیارد دلار درآمد سالانه جمع کرده است، این درآمد برای خرید بنگلادش کافی است ! آنها بیش از 7500 فروشگاه زنجیره ای در سرتاسر دنیا و دو میلیون نفر کارمند دارند. کارگیل، بزرگترین شرکت جهان در صنعت مواد غذایی،گردش مالی بزرگتر از اقتصادهای دو سوم کشورهای جهان دارد.
بحران اقتصاد جهانی ادعا کرده که قربانیان کمی در جهان داده است، خصوصا در بخش مالی مانند «برادران لهمن» در برابر توضیح طفره می روند. اما کاملا مشهود است که پروسه انحصارگرایی با شدت قبلی ادامه دارد. تنها «تی موبایل» اعلام کرد که آنها با «شرکت اورنج» برای تشکیل بزرگترین سرویس دهنده تلفن همراه و به دست آوردن 37 درصد بازار ادغام شده اند. پاناسونیک در ژاپن به تازگی با خرید سانیو، 38 درصد از بازار باتری های قابل شارژ را به دست آورد. شرکت آمریکایی پی فیزر به تازگی با خرید «ویث» به قیمت شگفت انگیز 68 میلیارد دلار، بزرگترین شرکت داروسازی دنیا را بنیان گذاشته است. به گزارش تایمز در سال 2008، فقط در بریتانیا، 200 شرکت برتر از ارزش کلی 76 میلیارد پوند به 280 میلیارد پوند رشد داشته اند، آن هم تنها در ده سال. این پیدایش الیت ثروتمند در دنیا بی سابقه است. پنجاه ثروتمند اول بریتانیا در مجموع ثروتی بیش از 450 میلیارد پوند دارند که 26 درصد از سال قبل بیشتر شده است. این آمار در دنیا و در مورد پنجاه ثروتمند دنیا، ثروتی بیش از 720 میلیارد پوند است که 22 درصد از سال قبل از آن بیشتر شده است.

در اوایل سرمایه داری

نظام سرمایه داری همواره مانند این نبوده است. در قرن هیجدهم، سرمایه داری به طور عمده از شرکت های کوچک متعلق به خانواده های ثروتمند تشکیل میشد. در سال 1830 بزرگترین شرکت دنیا به نام سایفارسا ارزشی در حدود دو میلیون دلار و 5000 کارگر داشت. صد سال بعد بزرگترین شرکت، یو اس استیل به ارزش 2.3 میلیارد دلار و 250000 کارگر بود. امروزه بزرگترین شرکت دنیا شرکت هلندی رویال شل است که در بخش انرژی فعالیت می کند. این شرکت به طور متوسط سالانه 458 میلیارد دلار درآمد کسب می کند.
اکثر صنایع در حال حاضر تحت سلطه چند شرکت عظیم هستند و اقتصاددانان به این پدیده «اولیگاپولی» می گویند. (این کلمه در علم اقتصاد برای توضیح همین پدیده به وجود آمده است و از دو کلمه یونان باستان، اولیگا ὀλίγοι به معنی کم و اندک و پولیتن πωλειν به معنی خریدن تشکیل شده است)
ما به آن انحصارگرایی می گوییم و در مجموع آن شرکت ها سایه سلطه خود را روی تمام اقتصاد گستردند. در بریتانیای سال 1948 صد شرکت برتر تولیدکننده مسئول 47 درصد کل تولیدات بریتانیا بودند. این درصد در سال 1968 به 69 درصد رسیده بوده است (موسسه صنعتی جرج جول و لینک 1992). امروزه تخمین زده می شود که حتی به بیش از 85 درصد رشد پیدا کرده است. بنابراین چه چیزی باعث این تمرکز بی سابقه قدرت و ثروت شده است؟

صرفه جوییهای تولید انبوه
طبیعیست که در رقابت شرکتهای کوچک آنها می خواهند که به رهبران بازار تبدیل شوند. هر چه این شرکت ها بزرگتر می شوند در زمینه تولید کالاها یا خدمات موثرتر می شوند. آنها در روش تولید انبوه در جهت تولید کالاهای هر چه ارزانتر از رقبایشان حرکت می کنند. این شرکت ها مواد اولیه را ارزانتر میخرند به علت اینکه به صورت فله خریداری می کنند. ضمنا تخصص را بین نیروی کار توسعه می دهند و حق تکثیر و ثبت اختراع را برای جلوگیری از استفاده رقبایشان اجرا می کنند. اینها به عنوان «صرفه جویی های تولید انبوه» شناخته میشود. (معنی دقیق در علم اقتصاد برای «صرفه جویی های تولید انبوه» اینگونه آمده است: تعیین خط مشی فرایند تولید طوریکه در آن افزایش در مقیاسهای شرکت باعث کاهش دراز مدت هزینه متوسط هر واحد خواهد شد) و شعار آن این است: آن کسی راحتتر پول در می آورد که بزرگتر باشد ! شرکت های کوچک نمی توانند به رقابت بپردازند. به این منع ورود به صنعت می گویند. اگر شما می خواهید با شرکت خودروسازی فورد رقابت کنید، حداقل به یک کارخانه اتوموبیل سازی در حدود 500 میلیون دلار احتیاج دارید.
هنگامی که دو رهبر در بازار با هم ادغام می شوند، برای «صرفه جویی در تولید انبوه» است. این ادغام شدن در راستای برد و تمرکز بیشتری در این رقابت است. انحصارگرایان اغلب رقبایشان را می خرند. بخش اخبار «روپرت ماردوچ» که جز بزرگترین متجمع های رسانه ای است (و اغلب به عنوان امپراطوری شیطان شناخته میشود) به تازگی توسط رقیب «فلورگرافیک» خریداری شده است، شرکتی که در واقع دادستان غول رسانه ای در حرکت های ضد رقابتی است. این هم راهی برای پیروزی در دادگاه است ! در بریتانیا در طول سه ماهه دوم سال 2007 شرکتها بیش از 9.5 میلیارد پوند خرج ادغام و ترکیب با شرکتهای دیگر و بیشتر از آن و حدود 51 میلیارد پوند برای ادغام با شرکتهای خارج از بریتانیا کردند.
تثبیت قیمت

بنگاههای بزرگ اقتصادی آموخته اند که رقابت علیه یکدیگر بر سر قیمتهای پایه به ضرر همه شان خواهد بود. به همین جهت آنها به همکاری روی آوردند. قیمت ها توسط رهبر بازار تا جایی که ممکن است بالا برده می شود. رقابت بین شرکت ها و پشت سر هم قیمت ها را بالا بردن، باعث کسب درآمد آنها می شود. رقابت بین شرکت ها با همان شدت قبل وجود دارد اما امروزه در بیشتر قسمت ها با تبلیغات و بازاریابی پیش می رود نه با قیمت ها. شرکت ها پول زیادی را به منظور متقاعد کردن شما خرج می کنند که بپذیرید کالایشان با بقیه فرق دارد. به عنوان مثال پودر شستشوی «داز» بهتر از «آریل» است. امروزه مصرف کنندگان به علت رقابت بین سرمایه داران سود کمتری عایدشان می شود. ما امروزه تنها تبلیغات بیشتری می بینیم نه کیفیت بالاتری !
رقابت برای سود سرمایه به معنی جنگ قیمت ها بعضی مواقع اتفاق می افتد، که اغلب با پایین آوردن دستمزد کارگران است. «تسکو» که سی درصد از بازار و «آیسدا» با هفده درصد از بازار، به «جنگ موز» پرداختند. در راه جذب مشتری بارها و بارها قیمت هایشان را شکستند. تلخی تاریخ به ما آموخته که قیمت ها در یک زنجیره بهم پیوسته تعیین می شوند و هزینه ها از بالا، کارفرمایان و مدیران به پایین، کارگران منتقل میشود. آیسدا بودجه سال 2002 خود را در «جنگ موز» قبل از یک معامله جهانی با «دل مونته» قرار داده بود. گروههای تجارت در آن شرایط قیمت ها را از قبل تعیین کرده بودند. در سال 1999 دل مونته همه 4300 کارگر خود را در یکی از بزرگترین مزارع اش در کاستاریکا اخراج کرد سپس دوباره آنها را با کاهش پنجاه درصد از دستمزد و افزایش ساعات کار استخدام کرد.
بنابراین انحصارگرایان همچنین قیمت ها را دیکته می کنند. همین موضوع تاثیر مخربی بر کشاورزان در بریتانیا گذاشته است. آنها دست در دست سوپرمارکت ها در تعیین قیمت ها از همیشه بیشتر نقششان را نشان می دهند و در حق تولیدکنندگان اصلی احجاف می کنند. با توجه به «دفرا» 63 درصد از مزارع بریتانیا در رسیدن به یک سود ثابت ناتوانند. تعداد دامداران در بریتانیا در دهه نصف شده است و به 17060 رسیده است و به طور متوسط 14 کشاورز در هر هفته از این کار دست می کشند.
برخی صنایع نیز وجود دارند که شرکتهای بزرگ آن صنایع برای تثبیت قیمت و انجام این توطئه در بازار همدیگر را مخفیانه ملاقات می کنند. و به آن کارتل می گویند. این کارتل ها از لحاظ فنی غیرقانونی هستند اما قانون معمولا در برابر آنها ناتوان است. سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) شاید بهترین و شناخته شده ترین مثال است. اوپک به طور منظم جلسه برگزار می کند تا بر سر میزان تولید نفت هر کدام از اعضای این کارتل به منظور حفظ قیمت ها و تامین سود تصمیم بگیرد.
در سال 2004، زمانیکه تقاضا بالا رفته بود، تعدادی از شرکت های انرژی بریتانیا مانع رفع تقاضای بازار به دلایل «فنی» شدند که منجر به افزایش هزینه های مشتریان تا 1.4 بیلیون پوند بود.
قیمت های بالا اثر مخربی در خدمات عمومی نظیر بیمه خدمات درمانی دارد. گزارش سال 2005 دفتر «بنیاد تجارت منصفانه» بیان می کرد که کارتل شرکتهای داروسازی ده برابر قیمت های معمول در حق بیمه خدمات درمانی احجاف کرده است که رقمی در حدود صدها میلیون پوند می شود. در سال 2002، بیمه خدمات درمانی صد میلیون پوند ضرر کرد به علت اینکه دو کارخانه بزرگ ساخت داروی زخم معده، راینیتیدین، کارتلی را برای بالا نگه داشتن مصنوعی قیمت این دارو تشکیل دادند. در سال 2008 دو شرکت داروسازی داروهای آنتی بیوتیک و ضد لخته شدن خون به خاطر بالا بردن مصنوعی قیمت ها مجرم شناخته شدند. تخمین زده می شود که «گلاسکو اسمیت کلاین» به تنهایی بیلیونها پوند از بابت فروش واکسن انفولانزای خوکی که رقمی است شش برابر هزینه تمام شده برای ساخت این دارو را نصیب این شرکت می کند. این شرکت در حال حاضر شصت میلیون از این دارو را به دولت انگلستان فروخته است و صد میلیون از این دارو رو نیز به امریکا و اروپا خواهد فروخت.

شکارچیان

برخی از شرکتهای چند ملیتی از تاکتیک های ظالمانه برای بیرون کردن رقبا استفاده می کنند. شرکت آمریکایی قهوه ساز استارباکس از تاکتیکی که به نام «خوشه» شناخته می شود استفاده میکند. آنها تعداد زیادی کافه در همان منقطه رقابت برای پاک کردن رقبا می سازد. این هزینه زیادی به شرکت وارد می کند اما آنها این را تقبل می کنند. آنها در سال گذشته 181 میلیون دلار سود داشته اند. آنها حتی از استراتژی به نام «مشاورین املاک درنده» استفاده می کنند. آنها با پرداخت بیش از قیمت اجاره رقبایشان را از مناطقی که میخواهند دور نگه می دارند. «دیووید اچومر» صاحب اسپرسوی ویوانسه در سیاتل می گوید، استارباکس با پرداخت دو برابر کرایه یک کافی شاپ در همان ساختمان محل کار او تاسیس کرد.
این شرکت در حال حاضر بیش از 16600 فروشگاه در سراسر جهان دارد. در حدود 115 شعبه استارباکس در شعاع سه مایلی لندن بانک، وجود دارد که تصور میشود بیشترین تعداد شعبه در فضایی محدود در این منقطه در کل جهان باشد. آنها سی درصد از کل کافی شاپ های انگلستان را در اختیار دارند.

سرمایه مالی

انحصارگرایی در بخش های مالی تاثبر عمیقی بر اقتصاد دنیا می گذارد. در پایان سال 1985 هیجده هزار بانک در ایالات متحده وجود داشت. تا سال 2007 این تعداد به 8534 عدد کاهش یافته بود و هر ساله از این تعداد نیز کاسته می شود. در سال 1990 ده نهاد از بزرگترین نهادهای مالی ابالات متحده تنها ده درصد کل دارایی های مالی را در اختیار داشتند. امروزه پنجاه درصد را در اختیار دارند. پنج بانک بزرگ ایالات متحده نه تریلیون دلار دارایی دارند. (منبع مانتلی ریوو اکتبر 2009)
به عنوان یک تحلیلگر مالی، هنری کافمن میگوید: «در مقطع خاصی ، سیستم مالی جهان تغییر کرده است. این ادغام شدن شرکت های بزرگ الیگاپولی عظیمی را به وجود آورده است … وقتی که بحران کنونی رو به کاهش گذاشت قدرت تعیین قیمتها توسط این کمپانی های عظیم مالی بسیار معنی دار شد.» ما در عصری از تاریخ زندگی می کنیم که در آن تراکم قدرت و ثروت جهانی هیچگاه در تاریخ بشری به این نسبت در دست انحصارگرایان نبوده است. همانطور که نشان دادیم این خلاف جریان کلی سرمایه داری نیست. گرایش سرمایه داری به انحصارگرایی جز خصوصیات ذاتی آن است. اقتصاد بازار آزاد بر پایه مالکیت خصوصی و رقابت برای سود بنا شده است. اما تمایلات اقتصادی به تنهایی برای توضیح این همه افراط گرایی در انحصارگرایی کافی نیست. نیروهای سیاسی نیز دست به کار شده اند تا از ادامه تسلط سرمایه داری توسط نیروی ظواهر دموکراتیک سرمایه داری (پارلمان و دولت) اطمینان حاصل کند.
این موضوع مقاله بعدی من خواهد بود.

http://www.marxist.com/monopoly-capitalism-fa.htm

http://militantmag1.blogfa.com/post-912.aspx