سياسی

فرایندها و ابزار سرمایه داری جهانی (بخش چهارم)بورس چیست؟

از این پس سلسله مقالاتی را تحت عنوان “فرایندها و ابزار سرمایه داری جهانی“ منتشر می كنیم. این مقالات شامل بررسی تجارت آزاد، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، سازمان تجارت جهانی، بازار سهام یا بورس, و پدیده «جهانی سازی» خواهد بود. هدف از این كار، كمك به تعمیق درك مخاطبان وبلاگ از كاركرد نظام جهانی امپریالیستی و نقش نهادها و ابزاری است كه در فرایند سازماندهی استثمار و غارت بین المللی به كار می گیرد. به ویژه امروز كه رژیم جمهوری اسلامی آخرین گام ها را برای حذف یارانه ها به سرعت بر می دارد و دورنمای  تیره و تار فقر و فلاكت بیسابقه در افق زندگی كارگران و توده های ستمدیده را به روشنی قابل مشاهده است, چنین مقالاتی كمك می كند كه ارتباط تنگاتنگ این تدبیر جنایتكارانه رژیم را با دستورها و برنامه ریزی های كلان نظام سرمایه داری جهانی و نهادهایش ببینیم. حذف یا به اصطلاح هدفمند كردن یارانه ها در ایران, نه ابتكار امثال احمدی نژاد و تیم مفتخوران اقتصادی ـ امنیتی اش است و نه دار و دسته اصلاح طلبان دوم خردادی كه قبلا سكان هدایت كشور را به دست داشتند و حالا هم با وقاحت می خواهند سند طرح حذف یارانه ها به شیوه ”مناسب“ (در واقع به خاك سیاه نشاندن كارگران و زحمتكشان به شیوه مناسب) را به نام خود بزنند. واقعیت اینست كه این تدبیر اقتصادی, یكی از شروط اساسی سهم دادن بیشتر به رژیم اسلامی در بازار و مبادله جهانی است كه سال هاست از سوی امپریالیست ها و نهادهایی مانند بانك جهانی و صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی به هیئت حاكمه مفلوك و البته وقیح ایران دیكته می شود.

اگر چه وقوع بحران فراگیر مالی ـ ساختاری سرمایه داری كه در سال 2009 به اوج خود رسیده، ضربه ای جدی به باورها و تعصبات جانبدارانه از سلامت و پایداری نظام جهانی وارد آورده است اما میان نتیجه گیری های تجربی و احساسی از وقایع غیر قابل انكار با درك و دانش عمیق ماتریالیستی و دیالكتیكی از وضع موجود، فاصله ای عمیق و جدی وجود دارد. كم نیستند كسانی كه با مشاهده بحران،  مرگ ناگزیر و اتوماتیك و نزدیك نظام سرمایه داری جهانی را نتیجه می گیرند. حال آنكه این مهم در گرو سازماندهی نبرد آگاهانه و علمی طبقه كارگر جهانی تحت هدایت نگرش و سیاست و برنامه ای كمونیستی است. كم نخواهند بود كسانی كه با مشاهده خروج موقت نظام جهانی سرمایه داری از گرداب بحران كنونی به قیمت فقر و فلاكت و بیكاری میلیون ها نفر در سراسر دنیا، و اتلاف و نابودی منابع و نیروهای مولده بسیار، دوباره از آن سوی بام پایین بیفتند و جاودانگی سرمایه داری را نتیجه بگیرند. توجه به وضعیت حاضر و گرایش ها و نظرگاه های موجود در جنبش چپ، مسلما در تصمیم ما به انتشار این مقالات كه عمدتا با استفاده از آثار ریموند لوتا، یكی از انقلابیون صاحب نظر در زمینه اقتصاد سیاسی امپریالیسم و سوسیالیسم تهیه شده، تاثیر داشته است.

مقاله زیر  به زبان ساده در توضیح بازار سهام یا بورس نوشته شده است. نقش بازار سهام در كل اقتصاد جهانی, در گذر از دهه های مختلف اهمیت بیش ار پیش یافته است. بازارهای سهام در كشورهای مختلف به یكدیگر متصل شده اند و به ویژه در فرایندی كه بر آن نام ”گلوبالیزاسیون“ نهاده اند, به یك ابزار چشمگیر انتقال و جابجایی سریع سرمایه ها در سطح بین المللی و صدور سرمایه خارجی تبدیل شده اند. همین مساله, بازار سهام را به یك شاخص, یك عرصه بروز سریع نوسانات مالی, و یك كانال انتقال بحران های اقتصادی از مراكز سرمایه امپریالیستی به اقتصادهای پیرامونی تبدیل كرده است. در این میان, در اقتصادهای تحت سلطه ای مانند ایران كه با محدودیت ها یا بی ثباتی های معین در ارتباط با سرمایه گذاری های امپریالیستی و بازارهای بین المللی روبرو هستند, بازار سهام ظاهرا ”راه خود را می رود“ و چندان تابع بحران های فراگیر نیست. شاخص بازار سهام در این نوع اقتصادها ممكن است بر اثر مداخله و انحصارگری دولت, در دوره هایی به طور موقتی و مصنوعی جهت مثبت نشان دهد. ولی اینگونه تدابیر تبلیغاتی, خیلی زود نقش بر آب می شود و واقعیت وابستگی اقتصاد و سلطه امپریالیستی در ركود یا سقوط ارزش سهام بنگاه های عمده خودنمایی می كند.

بورس چیست؟

بنظر می رسد که همه معنای بازار سهام را بدانند. اینطور نیست؟ در واقع مساله زیاد هم روشن نیست. بورس (بازار سهام) برای کاریی که در آن سرمایه گذاری می کنند، محل پول در آوردن است ـ  بوسیله ی مبادله اوراق کاغذ، چانه زدن بر سر بهای سهام، میان بر زدن، ریسک کردن، کلاهبرداری، و دم روی کول گذاشتن و در رفتن پیش از دیگران (هنگامیکه اوضاع قمر در عقرب میشود). انگار که پول خود به خود پول می زاید. برای بسیاری از ما بورس اینست: میانگین داو _جونز، و تصویرش هم اینست: یک مشت دلال دیوانه و سراسیمه که در سالن بورس داد و بیداد می کنند.

بدین جهت باز هم می پرسیم،بورس چیست؟

مارکس در جلد آخر کاپیتال بود که سخن از بازار سهام به میان آورد. نه بدان خاطر که مقوله ای بی اهمیت بود*، یا قابل درک نیست. بلکه علت اینست که اوراق و ارقام کاملاً از فعالیت واقعی اقتصادی دورشد. با وجود این، در تحلیل نهائی بر یک اساس اقتصادی واقعی استوار شد. مارکس می بایست ابتدا توضیح می داد که تولید ارزش اضافه (سود) بر پایه استثمار کار مزدی، شالوده ی سرمایه داری است.

در پایه ای ترین مفهوم، بورس برای سرمایه داران راهی جهت جمع (یا قرض) کردن پول برای تآمین هزینه ی گسترش یا مدرنیزاسیون است. یک شرکت به بازار،سهام عرضه میکند.خریدار سهم صاحب    (n)   مقدار ماشین آلات کارخانجات این شرکت نمیشود. صاحب سهام حق شرکت در سود حاصله را خریداری میکند. بعبارت دیگر مالکیت سهام، ادعای (مالکیت) بر ارزش اضافه ایست که در آینده قرار است تولید شود. بهای سهام در تجلیل نهائی، با تخمین از سودآوری آینده تعیین میشود.

ولی ارزش اضافه در آینده به عوامل مختلفی بستگی دارد: رفابت،تکنولوژی نوین، افت و خیز اقتصاد و قس علیهذا. بنابراین عامل ریسک و عدم اطمینان در ذاتش موجود است. بعلاوه کلک دیگری هم در کارست،و آن اینست که ادعای شراکت در تولید ارزش اضافه ی آینده، خود قابل خرید و فروش است؛ میتوان آنها را فرخت و باز هم فروخت. بنابراین، علاوه بر شرایط ناظر بر تولید ارزش اضافه، نیروهای دیگری نیز در تعیین بهای آنها دخلیند. معامله گران سهام،بدون وقفه برای کسب برتر بهای کوتاه مدت مانور میدهند: از طریق معامله با شرکتهائی که مجبور به فروش سهام شان هستند، از طریق تبدیل تفاوت موقت قیمتها،سود و غیره. ولی در اینجا هم آنچه خرید و فروش میشود سرمایه واقعی نیست، بلکه اسناد مالکیت و المثنی آنهاست که خود فاقد ارزشند و تنها قیمت دارند.

وقتی ما از بورس جرف میزنیم، در واقع از دو بازار و پروسه یمرتبط بهم سخن میگوئیم؛ یک بازار اولیه وجود دارد که شرکتها با فروش سهام خود در آن،پول حاصل میکنند. یک بازارثانویه هم وجود دارد که عرضه ی فروش و باز فروش سهامی است که سالها پیش عرضه شده است. سرمایه گذاران در این بازار امیدوارند که با تغییر قیمت سهام، کسب سود کنند. بنابراین، دو نوع درآمد وجود دارد: یکی عایدی بورس بازانه که بر پایه امید به افزایش بهای سهام استوار است، و دیگری،سود سهام است که به سود دهی عرشه کننده سهام بستگی داشته و عایدی بورس باز بر پایه ی آن استوار است. ما نیز در واقع از یک بورس سخن نمیگوئیم،بلکه در باره ی تعدادی بازار سهام شدیداً بهم پیوسته بین المللی صحبت میکنیم که مقادیر نجومی سهم در انها دقیقه به دقیقه در سراسر جهان دست بدست میشود.

یکی از اغییرات بزرگ ۱۵ ساله ی کذشته در بورس، تثبیت یک پدیده ی جدید است، سندی که مشتق از سندی دیگر است. همانگونه که گفتیم، سهم عبارتست از سند(مالکیت) درآمد آینده. ولی امروزه معملات عظیمی در زمینه «اختیارات» انجام میگیرد. «اختیار» عبارتست از جق خرید و یا فروش سهم به یک قیمت معین. بنابراین اگر سهم طی یک مرجله از فعالیت تولیدی واقعی جدا میشود. » اختیار» طی دو مرحله چنین میکند. «اختیار» فقط برای این وجود دارد که معامله شود. رابطه «احتیار» با تولید ارزش واقعی، بیش از بیش پشت پرده میرود. بهمین دلیل بود که مارکس میگفت، در فلمرو سهام و اوراق «قرضه» همه چیز دو برابر وسه برابر شده و به شبحی خیالی بدل گشته است» . در جمعبندی از برخورد مارکسیستی به مقوله ی بازار سهام باید به سه نکته اشاره نمود: اولاً،بازار سهام یک جزء جیاتی و لاینفک از سیستم سرمایه داریست که به هماهنگ کردن جریانات سرمایه پولی کمک میکند، جتی سفته بازی هم از منزلت خاص خود بر خوردار است. هزینه ی سرمایه گذاریهای پر مخاطره از این طریق تامین میشود، و سرمایه های تثبیت شده تر بسمت عقلائی کردن فعالیتهاشان رانده می شوند. ثانیاً، بورس و سایر بازارهای مالی، منبع مهم از هم گسیختگی و اختلال در سیستم سرمایه داریند. و همانطور که دیدیم، قادر است نابسامانی غیر قابل تصوری بیافزایند. ثالثاً، انباشت سرمایه در تولید مبین اساسی فعالیت اقتصادی در جامعه ی سرمایه داریست، نه بازار سهام. این درست است که بورس تا حدی از استقلال برخوردار است، اما دنیای بورس در تجلیل نهائی توسط پروسه ی انباشت محدود میشودو نهایتاً تحولات درعرصه ی تولید را منعکس میکند. یعنی اینکه بارنی و اسمیت، فی واقع «بشیوه ای منسوخ پول در میاورند» – بدین معنا که این بخشی از یک سیستم و پروسه ی پیچیده ی اقتصادیست که وقتی زوائد و حواشی آن کنار زده شوند،معلوم میگردد که از قبل کار و فلاکت ستمدیگان جهان تغدیه میکند.

جمعی از فعالین كارگری (jafk)

kargaranfa@gmail.com

jafk.blogfa.com

آذر ماه ۸۸