سياسی

نظم جهانی «نوین» سرمایه – بخش اول

دکتر ورنر سپمنsmith

ترجمه :  ش. میم بهرنگ

ظاهرا، دیگر نه برای ثروت ثروتمندان حد و مرزی وجود دارد و نه برای بی شرمی آنان در مقابل تهیدستان!

رالف دارندورف

دورین (همسر) و اندره گورتس (1923 ـ 2007)

فیلسوف اجتماعی، از همکاران سارتر

از فعالان ئوکولوژی سیاسی

موضوع تأملات او : مسئله کار

آزاد سازی کار

تقسیم عادلانه کار

بیگانگی کار

از مدافعان درامد پایه ای بی چون و چرا برای همه مردم

از آثار او

استراتژی کار

جنبش کارگری و نئو کاپیتالیسم

فعلیت انقلاب

انتقاد از تقسیم کار

ئوکولوژی و سیاست

سوسیالیسم و انقلاب

کار در فاصله ذلت و اوتوپی

دانش، ارزش و سرمایه

راه خروجی از کاپیتالیسم

  • اقدامات نئولیبرالی به تغییرات بنیادی در بسیاری از عرصه های کار و زندگی منجر شده است که از طرف مردم بندرت بطورمثبت ارزیابی می شوند.
  • بعد از سپری شدن مرحله رفاه اجتماعی که بوسیله دولت اجتماعگرا تنظیم می شد، ظاهرا سرمایه داری دوباره به خود آمده است و دینامیسم توسعه اجتماعی مخرب آن کلیه چارچوب های مصلحتی را درهم می شکند که در نیمه دوم قرن بیستم بکمک «اقتصاد بازار اجتماعی» تحت فشار مبارزات سندیکائی و برای مراعات ناگزیر اردوگاه سوسیالیستی بوجود آمده بودند.
  • مدل انباشت جدیدی که سود حداکثر ارجحیت مطلق کسب می کند، رواج می یابد:
  • سرمایه برعلیه طبقه کارگر اعلام جنگ کرده و پیروز شده است. [1]
  • زبدگان سرمایه داری توانسته اند «حمایت های» اجتماعی از سوی دولت اجتماعگرا را به حداقل ممکن تنزل دهند و «مبانی اقتصاد بازار کارآی معمولی را دوباره دایر سازند، بطورعادی به بالابردن میزان سود بپردازند، نارضایتی طبقه کارگر را مهار کنند و قدرت عظیم سندیکاها را درهم شکنند.» (آندره گورتس) [2]
  • سرمایه میدان عمل خود را وسعت داده است و قاطعانه از آن استفاده می کند.
  • بیست سال است که درآمد مردم کشورهای صنعتی ثابت مانده است و زحمتکشان مزدبگیر روز بروز از رفاه اقتصادی محرومتر می شوند.
  • دستاوردهائی که نتیجه مبارزه زحمتکشان بودند، یکی پس از دیگری پس گرفته می شوند و «شبکه رفاه اجتماعی» از هم فرو می پاشد.
  • فشار بر زحمتکشان تشدید شده و توقع انعطاف پذیری و کوتاه آمدن از آنها افزایش یافته است:
  • امروز دیگر کسی از «انسانی کردن محیط کار» صحبت نمی کند.
  • در نامه سندیکاهای کارگران آهن آلمان[3] می خوانیم:
  • «هرکجا کار گروهی انجام می گیرد، تمایل برگشت به تولید زنجیری[4] به چشم می خورد.»
  • «عدم اطمینان به فردای خود» در جامعه سرمایه داری که مورد نظر مارکس بود، بخش اساسی زندگی زحمتکشان را فرا گرفته است و شاخص عمده حیات اجتماعی آنها را تشکیل می دهد:
  • تقریبا دوسوم زحمتکشان مزدبگیر آلمان فدرال ـ در 15 سال گذشته ـ مدت کم و بیش زیادی (و چه بسا چندین بار) بیکار بوده اند.
ادوارد لوتواک (پروفسور دانشگاه)
از آثارش :
منطق جنگ و صلح (2002)
سرمایه داری سریع السیر : برندگان و بازندگان اقتصاد تمام ارضی (1999)
  • توسعه تکنولوژیکی و تحولات اجتماعی هرچند برای کسانی که انعطاف پذیرند و راحت تر خود را با شرایط جدید دمسازمی کنند، شانس های جدیدی عرضه می کند، ولی در کلیه اقتصادهای بازار رادیکال، «تعداد بازنده ها بمراتب بیشتر از برنده ها ست.» (ادوارد لوتواک) [5]

  • · دورنمای شغلی جدید برای تعدادی انگشت شمار تنها به بهای خانه خرابی اکثریت عظیمی از زحمتکشان فراهم می آید.
  • در مقابل توده محرومین، طبقه ممتازی صف کشیده که روز بروز مرفه تر می شود و سیاه روزی روزافزون مردم برایش یکسان است:
  • به جای مبارزه علیه فقر و بیکاری، مبارزه علیه مستمندان و بیکاران تشدید می شود.
  • طبقه حاکمه با بی تفاوتی آشکار نسبت به مصائب ناشی از تغییرات بحرانی جامعه، به سرهم بندی کردن شابلون های نئوداروینیستی دست می زند و وجود نابرابری ها و بی عدالتی های اجتماعی را ضرور و لازم جا می زند و توجیه می کند.
  • در پی اجرای هر مدل «اجتماعی شدن» جدید، دستاوردهای تمدن بشری بآسانی آب خوردن نفی می شوند و همبستگی اجتماعی لگدمال می گردد.
  • سگ های زنجیری منافع سرمایه داری، اکنون ـ در مطبوعات ـ تلاش دارند تا در زمینه «کمک های اجتماعی» تعریف جدیدی را با نتایج وخیمی تعمیم دهند:
  • حق قانونی مستمندان در استفاده از حمایت دولتی برای داشتن یک زندگی شایسته انسان و شرکت در حیات اجتماعی، بنظر سرمقاله نویس روزنامه فرانکفورتر آلگماینه چایتونگ، باید جای خود را به تضمین حق حیات بیولوژیکی از نقطه نظر یک دامپزشک بدهد:
  • «کسی نباید با توجه به حمایت اقتصادی، به خاطر نداشتن مایحتاج ضرور زندگی بمیرد.»
  • (یعنی حمایت دولتی باید بخور و نمیر نباشد. مترجم)
آدام اسمیث (1723 ـ 1790)
فیلسوف اخلاق و اقتصاد دان کلاسیک اسکاتلندی
  • برای نشان دادن این مسأله که شعور بورژوائی چقدر از خواست های تاریخی خود فاصله گرفته است، کافی است آن را با نظر آدام اسمیت ـ که درمورد مسائل اساسی مکررا و بغلط به او استناد می شود ـ مقایسه کنیم:
  • «منظور من از مواد حیاتی لازم، عبارت است از نه فقط موادی که برای زنده ماندن ضرورند، بلکه همچنین موادی که انسان های آبرومند (حتی کسانی که به طبقات پایین جامعه تعلق دارند) برای زندگی طبق عادات و آداب و رسوم ملی خود لازم دارند.»
  • هرچند که گرایشات مبنی بر انحطاط فرهنگی و سقوط اجتماعی جزو استراتژی نئولیبرالی نیستند، ولی می توانند ـ بطور کلی ـ جزو مفاد برنامه تغییرات ساختاری محسوب شوند، که هدفش بهره وری سرمایه است.
  • زیرا فرم های جدید تنظیم، در جو تزلزل و بی اطمینانی، بهتر می توانند عملی شوند.
  • زیرا در غیاب مقاومت، بهتر می توان روان انسانها را بنا بر الزامات محیط کار بازیچه قرار داد و عوامل تعدیلی مزاحم (یعنی مقررات هنجاری و معیارهای ارزشی اجتماعی) را از سر راه برداشت.
  • سرمایه داری تحکیم یافته دیگر احتیاجی هم ندارد که ذلت رو به رشد را پنهان کند:
  • فرم های فقر و استثمار که تا چند سال پیش فقط مخصوص کشورهای وابسته «حواشی» بودند، اکنون در متروپول های سرمایه داری درحال گسترش اند.

ادامه دارد


[1] L. Thurow

[2] A. Gorz

[3] IG Metall

[4] Re-Taylorisierung

[5] E. Luttwak