سياسی

جامعه شناسی آنتی کمونیسم – فصل اول

دکتر ورنر هوفمنhofmann

ترجمه : م. حجری

فصل اول

پروژکسیون عالم فکری خویش بر عالم فکری طرف مخالف

(قیاس به نفس)

بخش دوم

  • در کتاب فوق الذکر به قلم نبلزیک نیز اولین گناه به اصطلاح علیه روح القدس است و همه گناهان «ایدئولوژی کمونیستی» به گردن ماتریالیسم دیالک تیکی انداخته می شود، که منکر وجود خدای خالق است :
  • «در حالیکه در قصه آفرینش گفته می شود، که نخست خدا بود که آسمان و زمین را آفرید (یعنی خدا مقدم بر ماده بودماتریالیسم می آموزد که ماده، یعنی مواد قبل از خدا وجود داشته است، نخستین بوده است.
  • بنابرین، نه تنها خلقت آدم و حوا از سوی خدا انکار می شود، بلکه علاوه بر آن، وجود یک موجود متعالی نیز که قادر به برقراری نظم در جهان باشد، انکار می شود.» [1]
  • (طنز تاریخ را باش!
  • ماتریالیسم که اکنون چنین مورد حمله قرار می گیرد، سلاح معنوی بی بدیل خود بورژوازی در مبارزه علیه روبنای فئودالی جامعه و بویژه علیه مذهب و خرافه بوده است.
  • ماتریالیسم نه محصول پرولتاریا، بلکه ره آورد و همراه غول های روشنگری و انقلابات بورژوائی بوده است و پرچمداران ماتریالیسم مکانیکی، سرداران معنوی انقلابات بورژوائی بوده اند.
  • دیده رو، فویرباخ، هولباخ و لامتری و هلوه تیوس از آن جمله اند. مترجم)
  • بدین طریق برای دیالک تیک نیز هنر و وظیفه ای جز لگدمال کردن کلیه موازین اخلاقی و تبلیغ شیوه رفتار متناسب با مصالح عالیه حزب باقی نمی ماند :
  • «کسی ـ به معنای کمونیستی کلمه ـ دیالک تیکی عمل می کند، که خود را با هر کس دیگر همرنگ سازد، موقع بحث انعطاف به خرج دهد، بطور کلی، مسائل را چنان مطرح کند که به نفع حزب باشد و حتی دروغ بگوید.
  • کسی دیالک تیکی عمل می کند که از جنگ و دعوا نترسد و اگر جنگ و دعوا برای حزب سودمند باشد، در جنگجوئی و مرافعه پیشقدم شود.» [2]
  • «بنابرین، دروغگوئی، دزدی و حتی آدمکشی، اگر برای کمونیسم سودمند باشند، جزو موازین اخلاقی محسوب می شوند.
  • بنظر کمونیست ها، وجدان، خدا، اخلاق مسیحی، خیر و شر اختراعات صرف قدرتمندان سرمایه دار، برای حفظ قدرت خویش، محسوب می شوند.» [3]
  • طرح «دیالک تیکی» کمونیسم در جای دیگر به شرح زیر توضیح داده می شود :
  • «برای نیل به هدف، یعنی انقلاب جهانی، هر وسیله ای مباح است :
  • دروغگوئی، فریب، نیرنگ، زیر پا گذاشتن هر نوعی از قراردادها و پیمان ها.» [4]
  • (این چیزی جز ماکیاولیسم نیست که از ویژگی ها خود بورژوازی است. مترجم)
  • و برای تأیید مؤکد اضافه می شود :
  • «کمونیسم یعنی بی وجدانی.
  • کمونیسم یعنی بی اعتنائی به موازین وجدانی و استفاده از هر وسیله ای برای نیل به هدف[5]
  • این به زبان مفیستو ـ قهرمان گوته در کتاب فاوست ـ یعنی «شیطان اینجا کاره ای نیست
  • (یعنی کمونیست ها دست شیطان را از پشت می بندند.
  • شیطان حتی به گرد کمونیست ها نمی رسد. مترجم)
  • دیالک تیک ـ بدین طریق ـ عبارت می شود از آموزش شعبده بازی های رنگارنگ، برای سفید جلوه دادن سیاه، برای معلق زدن مدام.
  • دیالک تیک ـ بدین طریق ـ عبارت می شود از مجموعه ای فنون چشم بندی و کلاهبرداری، آموزش اوپورتونیسم بی پرنسیپ.
  • اگر چنین سطح مبتذلی از آموزشی که در کشورهای غربی دیگر جدی تلقی می شود، در کشور ما (آلمان غربی) جا بیفتد، آنگاه باید کسانی که دچار سوء ظن می شوند، مجبور شوند که سری به آثار مارکس و انگلس و حتی خود لنین بزنند و اطلاعات علمی را از سرچشمه تهیه کنند.
  • بدین طریق، علیرغم معصومیت ساده لوحانه ای که در برخورد به موضوع اجتماعی انفجاری ئی از این دست به خرج داده می شود، شناخت آن از حد پیشداوری عمومی فراتر خواهد رفت.
  • وقتی دیالک تیک بمثابه اوپورتونیسم بی غل و غش قلمداد شود، آنگاه باید عناصر دیگر تئوری مارکس چیزهائی تلقی شوند که دستپخت مبتنی بر هوا و هوس و دلخواه مرشد و اختراعات بدخواهانه محض او باشند.
  • این در مورد آموزش مرافعه جوئی از قبیل مبارزه طبقاتی نیز باید صدق کند.
  • آن سان که بنظر متفکر محافظه کاری مثل لورنس فون اشتاین نیز می رسد. [6]
  • این در مورد درک مارکس از حاکمیت طبقاتی بطور کلی نیز صدق خواهد کرد که در اندیشه تاریخ[7] نوین اروپا شجره طویلی دارد[8] و بعد در مورد آموزش دیکتاتوری پرولتاریا نیز به همین سان.
  • (اندیشه تاریخ خود رشته مستقل در جامعه شناسی مارکسیستی ـ لنینیستی است که موضوع آن بررسی اندیشه ها ست.
  • یکی از آثار ارزشمند ورنر هوفمن «اندیشه تاریخ جنبش اجتماعی در قرن نوزدهم و بیستم» نام دارد، که در فرصتی دیگر ترجمه خواهد شد. مترجم)
  • ضمن زیر علامت سؤال گذاشتن دعوی سوسیالیستی بودن کشورهای نوع شوروی، تردستانه ورق برگردانده می شود.
  • آن سان که از سوئی، جوامع شبیه آلمان غربی از جامعه طبقاتی آنقدر فاصله می گیرند، که تمساح ها از دینوسورها.
  • از سوی دیگر چنین وانمود می شود که در کشورهائی که خود را سوسیالیستی جا می زنند، مناسبات طبقاتی بطور دم افزون توسعه و تکوین می یابند.
  • اینجا کسی برای تعیین مفهوم «حاکمیت طبقاتی» کوچکترین زحمتی به خود نمی دهد.
  • هدف اصلی عبارت است از خنثی و بی اثر ساختن آموزشی بوسیله آموزش دیگر.
  • آن سان که هر مفهوم و هر حکم معینی رنگ می بازد و از هر اعتباری تهی می شود.
  • تأثیری که این طرز نگرش و این طرز برخورد بر مارکسیسم نظری و بر جنبشی که مارکسیسم را چراغ راه خود قرار داده و حتی بر جهان فکری خود منتقدین باقی می گذارد، خود را در تفسیر و تعریف رایج از کمونیسم نظری و عملی، بمثابه یک «مذهب یدکی»[9] نمودار می سازد.
  • اینجا خط خردستیز تفسیر و تعریف مارکسیسم که حتی عقب مانده تر از تفاسیر و تعاریف عصر روشنگری است، آشکار می گردد.
  • بدین طریق، به نظر هاینتس دیتر وندلند، «مارکسیسم بمثابه «آموزش مسیحیت باطل»، بمثابه جزئی از مسیحیت تلقی می شود که عناصر معینی از امید مسیحیت را با شور و اشتیاق تمام به خدمت می گیرد، مطلق می کند و بدین وسیله به فسادش می کشد.» [10]
  • و هاینتس هورست شری «معتقد است که افکار مارکس از روابط علمی مبتنی بر عینیت تاریخی سرچشمه نمی گیرند، بلکه به میتولوژی ئی مربوط می شوند که در خدمت آموزش سعادت اجتماعی است و جنبه سوبژکتیف برای اثبات پیوند علمی آن لازم است، ولی از اجزاء متشکله آن نیست.» [11]
ژولیوس مونرو (1909 ـ 1995)
جامعه شناس و مؤلف «جامعه شناسی کمونیسم»
  • بنا بر چنین تفسیری، بجا خواهد بود، اگر کمونیسم را ـ مثل ژولیوس مونرو ـ بمثابه «اسلام قرن بیستم» تلقی کنیم که سودای جهانگیری در سر دارد و همزمان، به معنی شر، شیطانیت و ضدیت با مسیحیت است و قصد زیر یوغ کشیدن جهان را دارد.
  • بنابرین، کمونیسم در همه فرم های آن، خصلتی متجاوز دارد.
  • هدف و آماج کمونیسم عبارت است از «گرفتارسازی جهان به انقلاب جهانی.» [12]
  • «اگر بخواهیم به تشریح مفصل تر کمونیسم بپردازیم، باید بگوئیم که اهداف عملیات کمونیستی به شرح زیر اند :
  • به گور سپردن اخلاق و تفاهم میان آنتی کمونیست ها.
  • تخریب ساختارهای اجتماعی و اقتصادی در کشورهای غیر کمونیستی.
  • تضعیف قدرت نظامی کشورهای غیر کمونیستی.
  • نفوذ در تأسیسات و سازمان های دول «متخاصم» و مضمحل سازی آنها.
  • واداشتن آنتی کمونیست ها به اتخاذ تصمیمات سیاسی و استراتژیکی غلط.
  • ایجاد نارضایتی و بحران های ژرف اجتماعی ـ سیاسی و واداشتن ملل غیر کمونیستی به قبول «راه حل های» کمونیستی.» [13]
  • «احزاب کمونیستی در کشورهای خارج از بلوک شرق، سودائی جز سرنگونی بر سر ندارند.»[14]
  • «آماج کمونیسم عبارت است از انقلاب جهانی و تسخیر سراسر جهان.» [15]
استفان توسونی
از کارمندان سازمان سیا و پروفسور دانشگاه واشنگتن
از آثار او
  • · استراتژی تکنولوژی
  • · شرح حال لنین
  • · قربانیان سیاست. دولت حقوق بشر.
  • · استراتژی صلح
  • کتاب استفان پوسونی تحت عنوان «قرن اختلافات. فن کمونیستی انقلاب جهانی»، که در سال 1953 میلادی، در اوج جنگ سرد منتشر شد، با فراخوان زیر به پایان می رسد :
  • ما باید تدارکاتی برای «غلبه قطعی بر بلشویسم» ببینیم.
  • چه فایده ای برای طرف مخالف خواهد داشت، که از دیرباز به سیاست «همزیستی مسالمت آمیز» روی آورده و مخالفت خود را با «صدور انقلاب» بکرات اعلام داشته است. [16]
  • چه فایده ای برای طرف مقابل خواهد داشت، وقتی که احزاب کمونیستی رسما امکان رسیدن خود به قدرت از طریق «صلح آمیز» را بکرات خاطرنشان می شوند و گروهی از احزاب کمونیستی در کشورهای غربی ـ حتی ـ آنقدر پیش رفته اند که از «دموکراسی های خلقی»  اروپای شرقی فاصله گرفته اند. [17]
  • اگرچه ـ حتی ـ خود حزب کمونیست اتحاد شوروی و احزاب پیرو آن در سراسر جهان، با اعلام مسابقه صلح آمیز دو سیستم جهانی، به قطع رابطه با رهبری بزرگترین حزب کمونیست جهان، یعنی حزب کمونیست چین، تن در داده اند، ولی اظهارات آنها کوچکترین تأثیری بر مفسران ما به جا نگذاشته و از سوء ظن به طرف مقابل نکاسته است.
  • نه فقط بر کلیه اعلامیه های رسمی محافل کمونیستی مربوط به دوره استالینیسم مهر بی اعتمادی زده شده است، بلکه تفکر خود ما (آلمان غربی) که از جهنم مبارزه بی رحمانه ملل بر سر قدرت گذشته است، با مقولات عصری کار می کند که منافات مطلق و بی چون و چرا با موازین حقوق بشر دارند.
  • بدین طریق است که درک ما (آلمان غربی) از مفهوم «انقلاب جهانی» تا حد برنامه ریزی حمله و تسخیر و زیر یوغ کشیدن ملل دیگر تنزل یافته است.
  • چنین تفسیری با تفسیر رایج از دیالک تیک بمثابه تفکر و عمل منطبق با نیت قبلی کاملا جور در می آید.
  • این بدان معنی است که تصویر ما از طرف مخالف بر مبنای عناصر تجربی خودمان سرهم بندی می شود.
  • بدین طریق، آموزش و پراتیک کمونیستی با معیار جهان فکری و مفهومی خود ما سنجیده می شود.
  • از این رو، درکی از مخالف اجتماعی پدید می آید که بطرزی پرسونالیستی و وولونتاریستی (دلبخواهانه) قوام یافته است.
  • آنگاه از همه جوانب منفرد تئوری و سیاست کمونیستی، چیزی جز نقشه کشی پنهانی برای کسب قدرت باقی نمی ماند.
  • و ضمنا همه چیز ـ روی هم رفته ـ از خارج وارد دکترین و پراتیک طرف مقابل می شود.
  • (دکترین عبارت است از آموزش علمی، سیستمی از نظرات و احکام عام الاعتبار. برنامه سیاسی. مترجم)
  • همانطور که در درس فرهنگ ملل، در مذهب شناسی، در مطالعات تاریخی ـ فرهنگی، هر پدیده اجتماعی ـ طبیعتا ـ بر مبنای پیش شرط های خود آنها بررسی می شود، به همان سان نیز هر وقت، پای «مقدسات» ما پیش می آید، هر نوع واقع بینی به معنی کوتاه آمدن و باج دادن به دشمن تلقی می شود.

پایان


[1] Karl Nebelsiek Lehrbuch Der Gemeinde-, Staats- und Weltbürger (S. 34.)

[2] Karl Nebelsiek Lehrbuch Der Gemeinde-, Staats- und Weltbürger (S. 34.)

[3] Karl Nebelsiek Lehrbuch Der Gemeinde-, Staats- und Weltbürger (S. 39.)

[4] Karl Nebelsiek Lehrbuch Der Gemeinde-, Staats- und Weltbürger (S.43.)

[5] Karl Nebelsiek Lehrbuch Der Gemeinde-, Staats- und Weltbürger (S.43.)

[6] System der Staatswissenschaft, z. Bd.; Die Gesellschaftslehre, Stuttgart und Augsburg 1856.

[7] Ideengeschichte

[8] Vgl. W. Hofmann, Ideengeschichte der sozialen Bewegung des 19. und 20. Jahrhunderts, Berlin 1962.

[9] »Ersatzreligion«

[10]Heinz-Dieter Wendland Christliche und kommunistische Hoffnung, in: Marxismusstudien, Schriften der Studiengemeinschaft der evangelischen Akademien, Tübingen 1954, S. 216.

[11] Geschichte oder Mythos bei Marx und Lenin, a.a.O., S.145. Vgl. auch Handbuch des Weltkommunismus, München 1958, S. 189 f.

[12] Handbuch des Weltkommunismus, München 1958, S. 251.

[13] Handbuch des Weltkommunismus, München 1958, S. 165.

[14] Nebelsiek, S.40

[15] Nebelsiek, S.40 Man vergleiche auch das Buch von Stefan T. Possony, A Century of Conflict. Communist Techniques of World Revolution (Chicago 1953), S. 387 f.; ein Buch, das auf der Höhe des kalten Krieges erschien und das mit der Aufforderung schließt, man müsse Vorbereitungen treffen für die »endgültige Niederwerfung des Bolschewismus« (the ultimate defeat of bolshevism, S. 422). Ferner Handbuch des Weltkommunismus, S. 205, 211. Ergreifend sind in dieser Hinsicht auch die Hefte Information für die Truppe. Hefte für staatsbürgerliche Bildung und geistige Rüstung, herausgegeben vom Bundesminister der Verteidigung, Abt. Streitkräfte.

[16] Vgl. oben, S. 115 f. Siehe auch J. P. Franzew, Kommunismus heute und morgen, a. d. Russ., Wien/Frankfurt/Zürich 1965, S. 393 ff.; H. W. Bracht, Ideologische Grundlagen der sowjetischen Völkerrechtslehre, Köln 1964, S. 166 ff.

[17] Siehe oben, S. 116 ff.