پرش به محتوا

علیه خصوصی‌سازی خدمات بهداشتی

احمد سیفahmadseayef

با آن‌چه درایران در پیش گرفته‌اند، بعید نمی‌دانم «خصوصی‌سازی» بهداشت و آموزش هم در راه باشد. اگرچه از بهداشت عمومی ایران گزارش‌های مطلوبی ندیده‌ام و آن طور که این‌جا و آن‌جا خوانده‌ام و از دیگران شنیده‌ام هرکس که بتواند حتی با قرض و گرو گذاری زندگی می‌کوشد تن و جان بیمار خود را گرفتار «بیمارستان دولتی» در ایران نکند. ولی با برچیده‌شدن همین خدمات نه چندان مطلوب در بخش دولتی موافق نیستم. حالا بماند که خود من چند سالی پیش‌تر در حین سفری به ایران نیازمند دوا و درمان شده بودم و حتی دریکی از معتبرترین و «خوش‌نام‌ترین» بیمارستان‌های خصوصی تهران، آن‌چه‌هایی تجربه کردم که نگو و نپرس. گذشته از تجربه‌ی خودم، به‌اختصار بگویم چرا نظام‌های خصوصی بهداشت را قبول ندارم.

دلیل عمده‌ی من برای رد بهداشت خصوصی‌شده، وضعیت بهداشت درامریکاست.

امریکا به یک معنا «سرمایه‌داری‌ترین» اقتصاد جهان است و در ضمن پیشرفته‌ترین اقتصاد را هم دارد. فن‌آوری خدمات بهداشتی‌اش اگر در جهان سرآمد دیگران نباشد، به‌یقین در میان برترین‌هاست. هرمعیاری که به‌کار بگیرید، کشور بسیار ثروتمندی است. از سوی دیگر، چه به صورت درصدی از تولید ناخالص داخلی و چه به صورت هزینه‌ی سرانه، امریکا بیش‌تر از هر کشوری در جهان منابع‌اش را برای نظام بهداشتی صرف می‌کند. ولی وقتی به معیارهای اندازه‌گیری توفیق خدمات بهداشتی نگاه می‌کنیم، این وضعیت ممتاز در آن منعکس نمی‌شود. در حدود 47 میلیون امریکایی هیچ‌گونه بیمه‌ی بهداشتی ندارند و تعداد حتی بیش‌تری «بیمه‌ی کافی» ندارند و شمار این افراد هم در حال افزایش است. من حرفم این است که وقتی وضعیت بهداشت خصوصی در اقتصادی چون اقتصاد امریکا این گونه باشد، درجوامعی چون ایران که هزار و یک درد بی‌درمان دیگر هم دارد، تنها می‌تواند فاجعه‌آمیز باشد. فکر می‌کنم دلیل عمده این عدم توفیق این است که هرچه که بکنید، خدمات بهداشتی قابلیت کالایی‌شدن کامل را ندارد. یعنی شما در هیچ کشوری ـ حتی درامریکا نیز ـ مشاهده نمی‌کنید که بهداشت دولتی وجود نداشته باشد (مدی کر و مدی اید).

بر این مهم چند دلیل مرتب است.

1- خدمات بهداشتی را می‌توان مثل خدمات آتش‌نشانی یک «کالای عمومی» به حساب آورد که منافع و هزینه‌های اجتماعی‌اش ار منافع و هزینه‌های شخصی آن بیش‌تر است.

2- شما می‌توانید تصمیم بگیرید که فلان لباس را بخرید یا نخرید. ولی نمی‌توانید انتخاب کنید که مریض نشوید. کسی نمی‌داند کی و چرا مریض می‌شود و یا این که به چه مرضی مبتلا خواهد شد. از آن گذشته، مریض نمی‌داند و نمی‌تواند بداند که معالجه‌ی یک بیماری چه‌قدر طول می‌کشد. بیماری به طور کلی یک ریسک عمومی زندگی است و این نوع مخاطرات، با تصمیمات فردی قابل مدیریت و اداره‌شدن نیستند.

3- تقاضای یک بیمار برای کمک‌های بهداشتی در ابتدا نامشخص است. در ابتدای امر، این نیاز نه از سوی مصرف‌کننده ـ بلکه باید از سوی کسی که تخصص این کار را دارد تعریف شده و مشخص شود. و همین ویژگی به عرضه‌کنندگان خدمات پزشکی قدرت و امکانات زیادی می‌دهد در راستای تشخیص بیماری و تعیین معالجاتی که باید انجام بگیرد.

4- وقتی کسی بیمار می‌شود درموقعیت بسیار نامشخص و شکننده‌ای قرار می‌گیرد. نه تنها در وضعیت نامناسبی قرار دارد بلکه وابستگی و نیازش به دیگران افزایش می‌یابد. البته در اغلب موارد واهمه و شرمساری هم هست.

5- بیمارانی که بیش‌ترین نیاز به مراقبت‌های بهداشتی دارند اغلب کسانی هستند که ازطبقات اجتماعی پایین‌اند و امکانات مالی زیادی ندارند.

برخلاف ادعای بنیادگرایان بازارگرا ورود عامل رقابت در این‌جا کار را خراب‌تر می‌کند. چون رقابت دربازار برنده و بازنده دارد و دراین بازار هم بازندگان کسانی هستند که ضعیف‌ترند و یا بیماری مزمن و جدی دارند و درست برخلاف نیاز بیش‌تری که به خدمات بهداشتی دارند، از بازار برکنار می‌شوند.

به این دلایل است که به گمان من، وجود یک بخش عمومی ارایه‌ی خدمات بهداشتی ضروری است و نمی‌توان و نباید همه‌ی امور را به دست عرضه و تقاضا و به بازار سپرد.

18 نوامبر2009

http://www.alborznet.ir/Fa/ViewDetail.aspx?T=2&ID=248

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: