سياسی

عقیده مذهبی

dinاز دایرة المعارف روشنگری

شین میم بهرنگ

  • عقیده مذهبی[1]، عبارت است از تفکر و عمل هنجارمند شده، برطبق نظرات مذهبی.
  • عقیده مذهبی، از باور سوبژکتیف معینی سرچشمه می گیرد، که ایمان به یک واقعیت ماورای حسی (متا مادی و یا غیرمادی) را امکان پذیر می سازد.
  • این موضع آغازین معتقدان مذهبی در پرتو انتقاد مارکسیستی از مذهب از نقطه نظرهای اجتماعی و معرفتی ـ روانشناسانه (منابع و ریشه های مذهب)[2] روشن می گردد.
  • عقیده مذهبی، بطورکلی، عبارت است از انعکاس تخیلی ـ وارونه واقعیت  که از وضع و حال بیگانگی (سوبژکتیف) انسانها سرچشمه می گیرد.
  • عقیده مذهبی، باور غیرقابل اثبات به وجود موجودات و قوای ماورای طبیعی و غیرمادی است که در حوادث طبیعی، در زندگی اجتماعی و در سرنوشت فردی انسانها دخالت می کنند و خود را به طرزی اسرارآمیز برای انسانها عیان می سازند.
  • عقیده مذهبی مبتنی است بر عوامل زیرین :
  • بر محتوای مذهب معینی، به عبارت دیگربر قواعد عقیدتی و یا بر قبول فهم از قبل تعیین شده این مذهب، یعنی بر احکام معین مربوط به «الهیت»[3] و نحوه و نوع ابلاغ آن، مثلا بوسیله معجزه (عقیده به اعجاز)، بوسیله روایات تاریخی و کتبی (عقیده اوتوریته ای، مرجعی)، که «ابلاغ وجود خدا» (از طریق وحی)، بمثابه «حقیقت عقیدتی» تلقی می شود و جای اثبات عینی خدا را می گیرد.
  • بر طبیعت «راه نجات» اعلام شده مذهبی که مصائب تکان دهنده زندگی دنیوی انسان (استثمار، ستم و سرکوب، جنگ، ذلت، که ثمرات تلخ جامعه طبقاتی اند و بیماری و مرگ)، بمثابه راه خروج، «رهائی» و «نجات»[4] جلوه گر می شوند و سرانجام
  • بر هنجارهای رفتاری تعیین شده از سوی همبود مذهبی مربوطه، به امید «شفاعت»[5].
  • عقیده مذهبی، بنا بر اصول معرفتی اش، در تضاد لاینحلی با دانش و علم قرار دارد.
  • زیرا عقیده مذهبی، تجزیه و تحلیل عینی ـ علمی جایگاه انسان نسبت به طبیعت، نسبت به شیوه زندگی اجتماعی اش و اظهارنظر مستدل علمی راجع به امکانات، نیازها، نیروهای خلاق و واقعی و اعمال ضرور انسانی را با جهان ـ تصویر، جامعه ـ تصویر و انسان ـ تصویری جایگزین می سازد که بر مطلق کردن و بتواره انگاشتن نیروهای مبهم، نامرئی و مرموزی استوارند که در روند زندگی اجتماعی و در تشکیل خصایص انسانی بطور بنیادی مؤثرند و در ضمیر مؤمنان، شکل قوای ماورای جهانی به خود می گیرند و چنان جلوه می کنند که انگار زندگی واقعی انسانها وابسته به آنها ست.
  • از آنجا که عقیده مذهبی و قبول آن، در عین حال، بمثابه پیش شرط برخورداری از «شفاعت» مذهبی اعلام شده و بمثابه وسیله گام نهادن در راه نجات تلقی می شود، پس در عین حال، بمثابه یک شیوه رفتاردر می آید که اعتماد بی حد و حصری به تحقق این انتظار مذهبی بوجود می آورد و هر عملی را از نقطه نظر «شفاعت» مورد نظر، در نظر می گیرد، یعنی به اعمال انسانی معنائی می بخشد که بکلی در خارج از حیطه پراتیک حسی، مشخص و قابل آزمون انسانی است.
  • از این رو، ارزیابی رفتار اجتماعی انسانها از نقطه نظر عقیدتی خاصی صورت می گیرد که کمتر خود رفتار و عمل «در خود» (فی نفسه) و بیشتر و بطور یکجانبه، انگیزه سوبژکتیف و نیت انسانها مقام درجه اول کسب می کند.
  • بنابرین، عقیده مذهبی ناگزیر به تشکیل یک موضعگیری اساسی منجر می شود که سوبژکتیویسم، انتقاد گریزی و اطاعت از اراده غیر را الزامی می سازد و بدین طریق، قبل از همه، زمینه لازم را برای تحمیق مذهبی از سوی طبقات اجتماعی ارتجاعی، برای رسیدن به اهداف غیر مذهبی و خودخواهانه سیاسی خود فراهم می آورد.
  • تاریخ بشری از مبارزه میان عقیده و دانش، مبارزه میان مذهب و علم، مبارزه علیه تحمیل مذهب، که بصورت کم و بیش قاطعانه ای صورت می گیرد، سرشار است.
  • فلسفه ماتریالیستی در این میان، بنا به ماهیت خویش، همیشه طرفدار سرسخت آزادی عقیده و وجدان و خود مختاری عقل و علم بوده است.
  • امروزه روحانیت سیاسی[6]، علیرغم اعتراضات مذهبیون دمکرات، عقیده مذهبی را برای اهداف سیاسی ارتجاعی امپریالیسم مورد سوء استفاده قرار می دهد.
  • روحانیت سیاسی دانش را تابع عقیده می سازد و بدین وسیله می کوشد تا رشد آگاهی اجتماعی مردم را سد کند.
  • آگاهی اجتماعی توده های مردم با رهائی آنان از عقیده مذهبی و با پذیرش شعور سوسیالیستی افزایش می یابد.
  • حق مبتنی بر آزادی عقیده و وجدان که در دولت های سرمایه داری، قبل از همه، به سبب درهم تنیدگی دولت و کلیسا، قسما تحقق نیافته است و یا فقط بطور صوری به رسمیت شناخته شده است، جزو حقوق اساسی و مطالباتی محسوب می شود، که طبقه کارگر در اتحاد با کلیه نیروهای دمکراتیک دیگر در کشورهای سرمایه داری بخاطرشان مبارزه کرده و می کند.
  • در جامعه سوسیالیستی، که سوء استفاده از مذهب مجاز نیست، آزادی عقیده و وجدان جزو حقوق اساسی تضمین شده در قانون اساسی است و آزادی بی حد و مرز کلیه شهروندان را در پذیرش جهان بینی غیرمذهبی و یا مذهبی، بنا بر تصمیم شخصی و آزاد خویش در بر می گیرد.
  • طبقه کارگر در کشورهای سوسیالیستی، برای اولین بار در تاریخ،  آزادی و حق تبلیغ آزادانه جهان بینی علمی خود، مارکسیسم ـ لنینیسم را کسب می کند.
  • مراجعه کنید به
  • o مذهب،
  • o خرافه،
  • o فیدئیسم،[7]
  • o روحانیت سیاسی.

پایان


[1] religiöser Glaube

[2] gnoseologisch-psychologischen Gesichtspunkten (Quellen, Wurzeln der Religion)

[3] Gottheit

[4] Erlösung

[5] Heil

[6] politische Klerikalismus

[7] Religion à Aberglaube à Fideismus